بخش دوم-کتاب مقدس زرتشت(2)
جایگاه گاتها، سخنان زرتشت، در اوستا
قدیمترین و مقدسترین قسمت اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گاتها میباشد. از زمانهای بسیار قدیم گاتها را سخنان و اشعار خود زرتشت میدانستند.[۳۵] اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دورهٔ ساسانیان وجود داشتهاست.[۳۶] اوستا در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخشهای اوستا عبارتند از :
- یسنا به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گاتها، در آن گنجانده شدهاست. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.[۳۷]
- ویسپرد شباهت تامی به یسنا دارد و همراه آن در مراسم دینی خواندهمیشود.[۳۸]
- یشتها از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گاتها اختلاف زمانی دارد.[۳۹] [۴۰] یشتها گروهی از متنهای کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینهٔ آیین زرتشتی گنجانده شدهاند.[۴۱]
- وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان میشود. تألیف آن معمولاً به پس از دورهٔ هخامنشی نسبت دادهمیشود.[۴۲] زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همهٔ کتاب از دورهٔ اول اشکانی است، کاملاً سازگار است.[۴۳]
- خردهاوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سدرهپوشی و کستی بستن کودکان، عروسی، سوکواری و غیره درست شدهاست. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سالهای ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذرباد مهراسپندان تألیف شدهاست.[۴۴]
اهمیت گاتها در شناخت آئین زرتشت
گاتها کهنترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی ماندهاست و از حیث صرف و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمتهای اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخنگوئی خود زرتشت است، در گاتها بسیار دیده میشود. چنان که در شش تا از گاتها سراینده به عنوان اول شخص از خود یاد میکند.[۴۵] به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دورهٔ ساسانی، در آئین زرتشت، کردهاند، گاتها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به شمار میرود.[۴۶] فصلهای یسنا، هات نامیده میشوند. کل گاتها ۱۷ هات است و شامل ۲۳۸ بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گاتها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراعها در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شدهاست.
- اهنود به معنی سرور و مولا است. اهنود از هات ۲۸ یسنا شروع میشود.
- اشتود به معنی سلامت و عافیت است.
- سپنتمد به معنی خرد مقدس است.
- وهوخشتر به معنی اقتدار نیک و کشور خوب است.
- وهیشتواشت به معنی بهترین خواسته و نیکوترین ثروت است.[۴۷]
به سبب وجود لغتهای ناشناخته، پیچیدگی زبان شعر، مشکلات دستوری و از همه مهمتر مشکل عدم آشنایی صحیح با اندیشههای زرتشت نمیتوان ادعا کرد که اشعار زرتشت بطور کامل توسط دانشمندان اوستاشناس درک شدهاست، با این همه، لطف و زیبایی آن دسته از سرودهایی که معنی آن روشن است، قابل انکار نیست.[۴۸]
آئین زرتشت از ورای گاتها
آنچه از واژه ها و جملات گات ها بر میآید نشان دهندهٔ اینست که زرتشت بر ضد گروه پرودگاران آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، میباشد.[۴۹]
یکتاپرستی
در گاتها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است.[۵۰] جلوههای خاص خدا امشاسپندان هستند.[۵۱] تقریباً دویست بار در گاتها به کلمهٔ مزدا یا ترکیب از این واژه بر میخوریم. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمیشناسد. زرتشت از گروه پروردگاران پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا ست. اوست آفرینندهٔ یکتا و خداوند توانا. در گاتها (هات ۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید:
از تو میپرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.[۵۲]
پس از این پرسشها زرتشت خود در پاسخ گوید:
من میکوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.[۵۳]
دوگانگی خرد انسان
در گاتها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایهٔ آنهمه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفتهاست. زرتشت اهورامزدا را سرچشمهٔ آفرینش میداند و در مقابل او، آفریدگار و یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو و یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتیهای جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنت مینو یا خرد مقدس است.[۵۴] در گاتها هات ۳۰ قطعهٔ سوم آمدهاست.
آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.[۵۵]
همچنین در گاتها هات ۴۵ قطعهٔ دوم آمدهاست.
من میخواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.[۵۶]
زرتشت مسئلهٔ نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان میکند که خلقت جهان توسط خداوند انجام مییابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او میگوید این دو بنیاد زادهٔ اندیشهٔ آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند.[۵۷] این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه میگیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتبهای فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نامهای دیگر.[۵۸]
اختیار انسان
در برابر این دو نیرو تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گاتها در هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند.»[۵۹] انسان برپایهی سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در در گاتها در هات ۳۰ بخش ۲ میگوید
به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشهی روشن به آن بنگرید میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمیز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی به شخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم.[۶۰]
ارجگذاری زندگی در این جهان
زرتشت به زندگانی دنیوی بیاعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد. زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمیداند و در ترقی امور اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به آباد کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی دادهاست. زرتشت در سخنان خویش خطاب به کشاورزان میگوید که کشور خداپرست کی گشتاسپ باید از نیروی آنان برتری به همرساند و سرمشق دیگران گردد. در هات ۳۴ گاتها بند ۱۴ آمدهاست
آری ای مزدا از پاداش گرانبهای تو در همین جهان کسی بهرهمند شود که در کار و کوشش است.[۶۱]
*************************
گاتها یا گاتاها (اوستایی: گاتا، سانسکریت: گاثا، پهلوی: گاسان، معادل پارسی امروزی گاهان) ۱۷ سرودهای است که از دیرباز از سخنان زرتشت اسپنتمان دانسته میشده است. اما تحقیقات دانشمندان مانند میه ثابت کرده است که همه سرودهای گاثها از زرتشت نیست و در برگیرنده پیام و آموزشهای وی و بنیاد دین زرتشتی است و کهنترین و مقدسترین بخش کتاب اوستا شمرده میشود. گاتها برای نخستین بار در سده هجدهم به همت اوستاشناسان اروپایی شناسایی شد.
معنای واژهٔ گات [ویرایش]گات ها(اوستایی) جمع گات به معنای سرود است که در زبان پهلوی به گاث، گاس تبدیل شده و در زبان پارسی گاه گفته میشود. ردپای این واژه در دستگاههای موسیقی امروز ایرانی به جای مانده همانند سه گاه و چهار گاه.
ساختار و ترتیب [ویرایش]گاتها از نگاه صرف و نحو و زبان و بیان، شکل ارائهٔ مطالب، فکر واندیشه، سبک شعر و ویژگیهای دیگر با دیگر بخشهای اوستا تفاوت دارد، ازین روی همهٔ اوستاشناسان و دانشمندان آن را از خود زردشت میدانند، گاتها منظوم و موزون به گونهٔ اشعار دینی ایران باستان اند که به شدت موجز و فشردهاند و از نظر ساختار دستور زبان استثناء هستند. شاید نخست بلندتر و به نثر بوده اما برای در امان بودن از گزند فراموشی و یا دستبرد روزگاز آنها را به نظم در آوردهاند تا بهتر به خاطر سپرده شود. زبان شناسان وزن این اشعار را یافته و قواعد نظم را در آنها تعیین کردهاند ۱۷سرودهٔ گاتها ۲۳۸ بند، حدود ۸۹۶ بیت یا ۵۵۶۰ واژه در کل است که بعدها در میان ۷۲ هات (فصل) یسنا جای داده شده اند.این ۱۷ سروده با شمارهٔ فصل آنها در یسنا شناخته میشوند. به هر یک از فصلهای یسنا و گاتها هات گفته میشود.
نام بخشهای گاتها [ویرایش]گات ها خود ۵ بخش شدهاند.
اَهونَوَدگاه دربارهٔ نیایش خدا، گزینش پیامبر و آزادی گزینش دین
ازآنجا که نخستین واژهٔ آن اهون ویتی خوانده میشده و در پهلوی اهنودگات میخوانند. شامل ۷ هات(فصل) میباشد. هر فصل مشتمل بر چند قطعه و هر قطعه دارای سه مصراع است. و هر مصراع شانزده هجا دارد که پس از هجای هفتم وقف یا سکتهای است (۹+۷) آغاز آن از شروع هات ۲۸ تا پایان هات ۳۴ است.
اُشتَوَدگاه دربارهٔ راز آفرینش، خودشناسی، خدا شناسی اشتاویتی و به پهلوی اشتودگات دارای چهار "هات" است و هر هات به چندین قطعه قسمت شده که هریک پنج مصراع دارد و هر مصراع 11 هجاد دارد و سکته یا وقف بعد از هجای ۴ ام است (۷+۴) شامل هات ۴۳، ۴۴، ۴۵ و ۴۶ میشود.
سپَنتمَدگاه دربارهٔ آفرینش و پیرامون آن سپنتامینو، در پهلوی » سپنتمدگات، چهار "هات" دارد.هر هات چندین قطعه و هر قطعه ۴ مصراع و هر مصراع یازده هجا دارد، وقف مانند اشتودگات پس از هجای چهارم است (۷+۴) شامل هات ۴۷، ۴۸، ۴۹ و ۵۰ میشود.
وُهوخْشتَرگاه دربارهٔ تازه شدن جهان و بهرهٔ کار کرد آدمی تنها یک هات دارد، هر قطعه 3 مصراع و هر مصراع 1۴ هجا دارد و سکته یا وقف در وسط آن یعنی پس از هجای هفتم میآید (۷+۷)[ شامل هات ۵۱ میشود.
وَهیشتوایشْتگاه دربارهٔ والاترین آرزوی اشو زردشت و اشوان هفت هات دارد، قطعهها مرکب از دو مصراع کوتاه و دو مصراع بلند اند. مصراع کوتاه ۱۲هجایی، با وقف پس از هجای ۷ ام.(۵+۷) و مصراعهای بلند ۱۹ هجایی با دو وقف یکی پس از هجای هفتم و دیگری پس از هجای ۱۴ام است. شامل هات ۵۳ میشود.
هر یک از این ۱۷ فصل یا هات نیز دارای نامی میباشند. وجه تسمیهٔ نامگذاری این هفده یسنا به موجب کلمات آغاز هر هات است.
زبان [ویرایش]زبان گاتها، گاتی یا اوستایی کهن است که به گروه زبانهای ایرانی کهن متعلق است و زیر شاخهٔ خانوادهٔ خاوری زبانهای هندواروپایی، شرق ایران است. زبان این قسمت به کهنگی زبان ریگ ودا کتاب مذهبی هندوان آریایی است و قدمت آن لااقل به ۸ قرن پیش از میلاد میرسد بیشتر آنچه از اوستای گاتی فهمیده میشود هم از نظر واژگان و هم دستوری، تنها بخاطر همین خویشاوندی اوستای گاتی با زبان سانسکریت ودایی است.
برگردان و ترجمه [ویرایش]پارسی میانه [ویرایش]در نوشتههای یسنا به پهلوی، گاتها به همراه برگردان پارسی میانه بصورت واژه به واژه میآیند که به نظر میرسد از اواخر دوران پادشاهی ساسانیان باشد. نویسندگان آن دانش بسیار ضعیفی از زبان اوستایی کهن داشتهاند.
زبانهای اروپایی [ویرایش]در حدود قرن ۲۰ میلادی دانشمندان و خاورشناسانی چون جیمز دارمستتر به واسطه ترجمههای پهلوی و کریستیان بارتلمه، هلموت هوباخ و اسنلی آیسلر بواسطه شباهت با زبان ودایی به ترجمه پرداختهاند.
پارسی امروزی [ویرایش]موبدانی چون رستم شهرزادی و آذرگشسب، پژوهشگرانی چون ابراهیم پورداوود و علی اکبر جعفری و حسین وحیدی گاتها را به فارسی برگرداندهاند.
محتوا [ویرایش]مفاهیم برجسته و بنیادین [ویرایش]۱- تنها یک خدا وجود دارد، خداوند خرد، اهورا مزدا، آفریدگار و پروردگار پیوسته، پشتیبان و پیش برندهٔ کیهان (سرود۸ و ۹)
۲- همهٔ باورهای خرافی به خدایان و الههها و موجودات تخیلی مشابه دروغین و اجرای مراسم برای خشنود ساختن آنها بایستی کنار گذاشته شود و همهٔ تصورات و اعمال غیرمنطقی باید رها شوند.(سرود ۵)
۳- آئین وجدان نیک، دین، نام گاتایی آئین زردشتی، جهانی و همگانی است. (سرود ۹٫۱۰ و ۱۷٫۱)
۴- روشناندیشی خدایی (سروش) تواناییهای خداوندی ر ا آشکار میکند که منجر به درک اصول بنیان کیهان و نظم گیتی میشود.
۵- جهان به نیکی آفریده شدهاست و روبه تکامل پیشروی میکند چنانکه آفریدگار آن اورمزد میخواهد.(سرود ۸و۹)
۶- به بشر آزادی اندیشه، گفتار و کردار بخشیده شده و ذهنی روشن برای تشخیص میان آنچه نیک و بد برای جامعه انسانی دارد. (۳٫۲و۴٫۹و۱۱و۱۲)
۷- انسان دو روان («سپنتامنیو» روان پیش برنده و «انگره منیو»روان پس برنده) دارد. روان پیش برنده به ترقی شخص و دنیای پیرامونش کمک میکند.[۲۵]
بخشهایی از گاتها [ویرایش]این بخشها از برگردان دکتر فرهنگ مهر از گاتهاست:
زردشت از مزدا راهنمایی میخواهد ای خدای دانا! چگونه میتوانم در انجام وظایفم تو را خوشنود سازم؟رهبران روحانی دروغپرداز، خویشان و دوستان مرا فریب داده، بر ضد من برانگیخته و آنها را از من راندهاند! اهل شهر و محل مرا وا میکنند با من درشتی و ستیز کنند!رهبران دنیایی بدکار و دروغپرداز مراآزار میدهند! به کدام سرزمین روی آورم؟ به کجا پناه برم؟ (۱-۴۶)
زردشت از مزدا بخشش میخواهد ای خداوند جان و خرد! من و یارانم، با منش نیک به تو رو میآوریم تا از دادههای توکه بهره راستی و داد(اشا) است برخوردار گردیم. از توان تن و نیروی روان بهرهمند شویم و به آرامش و آسایش برسیم. منش نیک و راستی و داد را که والا فروزههای خداوند جان و خردمند است، میستایم و راهنمایی آنان، سرودهایی را میسرایم که پیش ازین کسی نگفته و نشنیدهاست. پس به نیایش برخیزید به سرودهای من گوش دهید و به یاری من بشتابید تا آرامش و آسایش را به جهان باز برگردانیم و میروی خلل ناپذیر شهریاری اهورایی را در جهان استوار کنیم. تا آنجا من توان دارم، برای گسترش آیین راستی و گروش مردمان به منش نیک کوشا خواهم بود. به خوبی میدانم که درین کوشش، نیروی خللناپذیر شهریاری اهورایی، یار و یاور من است. همچنین به نیکی آگاهم که دادهای اهورایی از آن کسانی است که بدون چشمداشت در راه خدا کار میکنند. ۲الی۴ ۲۸ این بخشها از برگردان موبد رستم شهرزادی از گاتهاست:
بشود که فرمانروایان نیک و پاک بر ما فرمانروایی کنند، نه فرمانروایان بد و نادرست. چه پاکی و راستی از گاه تولد تا مرگ برای آدمی بهترین بخشش است. بشود که چنین فرمانروایان نیک و پاک برای خوشبختی ما در جهان فرمانروایی کنند.۴۸،۵
پرسشهای بلاغی زردشت از اورمزد از تو میپرسم از اهورا، چه به راستی میخواهم، آیا سرانجام زندگی پارسایی خوشبختی در دو جهان است و کسی که برای رستگاری روان دیگران میکوشد، بهره نیک خواهد برد؟ این را مزدا میدانم که هر که به مردم مهر ورزد و برای رستگاری دیگران بکوشد، چنین کسی دوست تو درمان بخش زندگی مردم خواهد بود.
آزمایش و آزمون در گاتاها و شاهنامه [ویرایش]ما در شاهنامه دو گونه از آزمونها را میبینیم. گونه نخست آن گفتگو یا مناظره است. در این روش، فرد مورد سنجش، با نشان دادن شایستگی خود یا دیدگاهش باید پیروز شود. گفتگوهایی مانند زال و موبدان دربار منوچهر، سنجش بزرگمهر در دربار انوشیروان، مناظره مزدک و موبدان نمونههایی از این مناظرهها هستند. گونه دوم آزمایش در شاهنامه در فضایی ویژهتر و نمادین روی میدهد. این آزمایش که «ور» نامیده میشود، به گونهای فرازمینی پاکی فرد را نشان میدهد. بزرگترین گونه این آزمایش در داستان سیاوش و گذرکردن او از آتش است. این داستان در ادبیات دینی ابراهیمی، به شکل گلستان شدن آتش برای ابراهیم پیامبر درآمده است. البته این دو روایت تفاوتهایی با هم دارند. مثلا آتش در داستان سیاوش آزماینده است و در داستان ابراهیم سوزاننده و مجازاتکننده. این نگرش که انسانها مورد آزمایش قرار میگیرند، در اندیشه ایرانی با آنچه که در اندیشه ابراهیمی دیده میشود که همه سختیها آزمایش به شمار میروند، متفاوت است. سختیهای عادی زندگی، گاه روند عادی پدیدهها یا بازخورد اشتباهات ماست. اما آزمایش در اندیشه ایرانی، رویدادی ویژه است که فرد باید اوج شایستگی خود را در آن بروز دهد.
در گاهان نیز اشوزرتشت درباره این آزمایشها سخن گفته و آن را از اهورامزدا درخواست کردهاست. در هات ۳۰ بند ۷ آمده: کسی که از نیروی معنوی و منش نیک و راستی و پاکی برخوردار باشد و آرمییتی با عشق و ایمان به کالبد او پایداری و استواری بخشد، بیگمان چنین شخصی در آزمایش سخت زندگی فیروز گردیده و در زمره بندگان نیک تو ای پروردگار، محسوب خواهد شد. همچنین در هات 43 بند 10 آمده: پروردگارا مرا به سوی راستی و پاکی که نهایت آرزوی من است، رهبری کن تا با پیروی از آرمییتی مظهر ایمان و محبت به رسایی نایل آیم. پروردگارا اکنون ما را بیازمای تا ایمان خود را به ثبوت رسانیم. آزمایشهای تو چنان است که به انسان نیروی معنوی خواهد بخشید، به ویژه رهبرانی که از سوی تو ای مزدا الهام گرفتهاند، با نیرو و شهامت مردم را راهنمایی کرده و خواست تو را انجام خواهند داد.